سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

766

تاريخ ايران ( فارسى )

ايرانى به سركردگى سالار الدوله « 1 » ياغى منع ناپذير بود . پس از زدوخورد مختصرى مدعى ناپهلوان سلطنت قجرى از سرحد ايران رانده شده و بعراق وارد و در آنجا دستگير شد . در نتيجهء قرار دوستانه‌اى دولت ايران كليهء قروض سالار را با شهريه‌اى ميپردازد و او هم در ازاء تحت نظر مراقبين در حيفا زندگى مىكند . مسئلهء شط العرب از تجاوزات سرحدى اهميت بيشترى داشت . انتظام اين امر بنابر عهدنامهء ارزروم « 2 » است كه كميسيون سرحدى 1914 نيز آن را قبول نموده است . سرحد در طول مخالف جريان آب از يك نقطه‌اى دو ميل پائين‌تر از « فااو » موقع مد ساحل ايران معلوم شده و بعبارت ديگر تمام پهناى آب با قابل كشتىرانى آن به عراق واگذاشته شده است . در نتيجه ورود به كارون و بندر محمره يا براى رسيدن به اهواز فقط پس از گذشتن از آبهاى متعلق به عراق ميسر ميگشت . اين اشكال بارز براى ايران چون بنادر بسيارى در خليج فارس داراست قابل تحمل است . در صورتى كه شط العرب تنها راه رسيدن عراق به خليج مىباشد . وزير دارائى ايران در 1928 به آبادان آمده و اصرار نمود تا گمركخانهء عراق از جزيرهء مزبور به كرجىهاى گمركى چند يا رد فاصله در طرف آبهاى متعلق به عراق منتقل شود وى همچنين راجع به لنگر انداختن كشتىهاى جنگى خارجى در لنگرگاه آنجا بدون اجازهء رسمى دولتى اعتراض نمود ، ولى چون اين اعتراض نسبت به كشتىهاى توپدار انگليسى كه بخرج دولت بريتانيا مأمور جلوگيرى از قاچاق بودند مطبوع و ملاطفت - آميز تلقى نشد مورد قبول واقع نگشت . موضوعى كه شايد پس از مهاجرت مجتهدين شديدترين احساسات را در ايران تحريك كرد موضوع تابعيت عدهء زياد ايرانيان ساكن عراق بود . در سال 1924 به اشخاصى كه مايل به ترك تابعيت عراق بودند فرصت كوتاهى داده شد تا اقدام كنند . موضوعى كه به اين نحو پيش‌آمد در زندگى هزاران نفر كه يا بىخبر بودند و يا قادر به پرداخت پول تمبر

--> ( 1 ) - رجوع به كتاب حاضر صفحهء 608 ( مؤلف ) ( 2 ) - كتاب حاضر صفحهء 524 و 25 ( مؤلف )